تبلیغات
دلکده - مهربانی
 
دلکده
صفحه نخست            تماس با مدیر            پست الکترونیک           RSS            ATOM
گاهی وقتها دادن یه شانس دوباره به کسی ،
مثل دادن یه گلوله اضافه است برای اینکه بار اول نتونست
 تو را خوب هدف بگیره نیما یوشیج در جشن یک سالگی
فرزندش نوشت: پسرم ! یک بهار, یک تابستان ,یک پاییز و یک
 زمستان را دیدی !از این پس همه چیز جهان تکراریست
جز مهربانی




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

یکشنبه 15 اردیبهشت 1392
چهارشنبه 15 خرداد 1392 11:06 ب.ظ
رسم “خوب ها” همین است:
حرف آمدنشان شادت می کند و ماندنشان با دلت چنان می کند که هنوز نرفته دلتنگشان می شوی…

چهارشنبه 15 خرداد 1392 11:06 ب.ظ
اگه می دونسنتی قطره ی بارون هنگام جدا شدن از ابر چه حسی داشت !
اگه می دونستی یه بندر هنگام رفتن کشتی ها چقدر تنها میشد !
اگه می دونستی درخت کاج هنگام پر کشیدن پرنده ها چقدر غمگین می شد ! اینقدر راحت نمی گفتی : خداحافظ…
چهارشنبه 15 خرداد 1392 11:01 ب.ظ
من گمان میکردم رفتنت ممکن نیست، رفتنت ممکن شد و باورش ممکن نیست…



چهارشنبه 15 خرداد 1392 11:01 ب.ظ
مینویسم، باز مینویسم
تا هستم تو را نفس میکشم و تو را مینویسم
راستی اگر برای تو ننویسم، کجا شانه های دلتنگی ام را بتکانم ؟؟؟

چهارشنبه 15 خرداد 1392 11:00 ب.ظ
همه ی کارهایت را بخشیدم
جز آن تردید آخر هنگام رفتنت
که هنوز مرا
به برگشتنت امیدوار نگه داشته . . .




چهارشنبه 15 خرداد 1392 09:50 ب.ظ
اَگــــَر میدآنی دَر دُنیـآ کــَسی هست که بـآ دیدَنــَش…
رَنگ رُخســآرَت تغیـــیر میکنــَد،
و صــِدای قــَلبـَت اَبرویــَت رابه تــآراج میبــَرد،
مــهـم نیــست که او مـآل تــو بــآشــَد…
مــهــِم این است که فـــَقــَط بــــآشـَد،
زِندگی کــُند،
لــِذَت ببرَد…
و نــَفــَس بـــکشـد

چهارشنبه 15 خرداد 1392 09:20 ب.ظ
لااقل بیا بگو که دیگر به دیدنم نمی آیی،شاید اشکی نشست گوشه ی چشم هایی که به این”در” خشک شده اند…!
یکشنبه 29 اردیبهشت 1392 10:57 ب.ظ
داش با آپت حال کردم.ولی خب من تا جایی که میدونم سهراب سپهری بود که این حرفو زده بود.البته شایدم نیما بوده.نمیدونم
یکشنبه 29 اردیبهشت 1392 10:56 ب.ظ
وقتی از یه دوست ضربه میخوری درست مث این میمونه که رفیقت با ماشین زده بهت داغونت کرده.اما وقتی میبخشیش درست مث این میمونه که بهش فرصت دادی تا دوباره از روت رد بشه تا مطمئن بشه چیزی ازت باقی نمونده.
شنبه 21 اردیبهشت 1392 12:06 ب.ظ
گاه می اندیشم،چندان هم مهم نیست اگرهیچ از دنیا نداشته باشم! همین مرا بس که، کوچه ای داشته باشم و باران……

و انسانهایی در زندگیم باشند که، زلال تر از بارانند...
شنبه 21 اردیبهشت 1392 12:03 ب.ظ
قانون تو تنهایی من است و تنهایی من قانون عشق
عشق ارمغان دلدادگیست و این سرنوشت سادگیست.
چه قانون عجیبی! چه ارمغان نجیبی و چه سرنوشت تلخ و غریبی!
که هر بار ستاره های زندگیت را با دستهای خود راهی آسمان پر ستاره کنی
و خود در تنهایی و سکوت با چشمهای خیس از غرور پیوند ستاره ها را به نظاره نشینی
و خاموش و بی صدا به شادی ستاره های از تو گشته جدا دل خوش کنی
و باز هم تو بمانی و تنهایی و دوری…


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
شبهای رویایی
برای دریافت کد لوگو کلیک کن